چرا دوباره جنگ شد؟ | نبرد در تهران برای حزبالله لبنان

رویداد۲۴ | ایران روز یکشنبه در واکنش به حمله اسرائیل به یک موضع منتسب به حزبالله در جنوب بیروت موجی از موشکها را به سوی اسرائیل شلیک کرد. اسرائیل نیز از بامداد دوشنبه تهران و چند شهر دیگر ایران را هدف قرار داد؛ اقدامی که احتمالا آتشبس دوماهه میان ایران و آمریکا را نابود کرده است.
ایران بارها تأکید کرده هرگونه توافق بلندمدت با آمریکا مشروط به پایان یافتن جنگ اسرائیل علیه لبنان نیز خواهد بود.
استدلال ایران این است که حزبالله در جنگ کنار ایران ایستاد و به آن کمک کرد؛ بنابراین تهران هم میخواهد لبنان و حزبالله بخشی از هر توافق صلح احتمالی باشند.
محسن رضایی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، اخیرا در اظهارنظری گفته «حزبالله در جنگ اخیر فداکاریهای بزرگی انجام داده و متحد ماست؛ بنابراین از حزبالله حمایت میکنیم و همچنان به تعهدات خود نسبت به آن پایبند خواهیم ماند.»
حالا جنگ لبنان به تهران کشیده شده سات.
آغاز تنشها به اقدامات یک ماه پیش اسرائیل برمیگردد. نیروهای اسرائیلی از رودخانه لیتانی عبور کردند و وارد منطقهای شدند که اسرائیل بهطور یکجانبه آن را به عنوان منطقه حائل و عاری از حزبالله تعریف کرده بود. این اقدام باعث شد دولت لبنان خواستار پایان دخالتهای خارجی در کشور شود.
اما مهمترین پیامد این حادثه، شکاف علنی میان ایران و دولت لبنان بود. حمله اسرائیل به لبنان شکاف میان ایران – به عنوان حامی اصلی حزبالله – و دولت لبنان را عمیقتر کرد. شکافی که بر سر مسلح بودن حزب الله است. دولت لبنان سالهاست در تلاش است انحصار سلاح را در اختیار دولت مرکزی قرار دهد و کنترل کامل امنیتی کشور را به دست بگیرد.
مخالفت حزب الله با آتش بس دولت لبنان و اسرائیل که عملا به رسمیت یافتن این منطقه حائل منجر خواهد شد، آتش درگیری را تشدید کرده است. آتشبس مشروطی که میان دولت لبنان و اسرائیل برقرار است، با میانجیگری واشنگتن و بدون حضور نمایندگان حزبالله شکل گرفته است. از جمله شروط این توافق، خروج گروههای مسلح از جنوب رودخانه لیتانی و ایجاد «مناطق آزمایشی» در جنوب لبنان است که تنها ارتش لبنان در آن اختیار امنیتی داشته باشد و منطقه تحت کنترل مستقیم دولت قرار گیرد.
کلیات این اختلاف در روزهای اخیر با یک چالش جدید مواجه شد؛ آخرین توافق آتش بس با مخالفت حزب الله روبه رو شد و اسرائیل روز جمعه در پاسخ به این مخالفت، مواضع حزب الله را هدف قرار داد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز پنجشنبه هشدار داده بود که اگر اسرائیل به اشغال جنوب لبنان ادامه دهد «هیچ آرامشی در منطقه باقی نخواهد ماند.»
در مقابل، ژوزف عون، رئیسجمهور لبنان، تأکید کرد که پایان جنگ تنها از مسیر «مذاکره و دیپلماسی» ممکن است و تهران را متهم کرد که از لبنان به عنوان «برگ چانهزنی» در مذاکرات خود با آمریکا استفاده میکند.
عون گفت: «حزبالله باید درک کند که راهی جز نشستن پشت میز مذاکره وجود ندارد.»
نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان و از متحدان حزبالله هم روز جمعه اعلام کرد که اگر نیروهای اسرائیلی همزمان از مناطق اشغالی لبنان خارج شوند، او با خروج حزبالله از جنوب لبنان موافقت خواهد کرد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در واکنش به سخنان رئیسجمهور لبنان گفت به نظر میرسد ژوزف عون تصور میکند این ایران است که لبنان را اشغال کرده، نه اسرائیل. او روز شنبه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«اگر لبنان برای ایران یک ابزار چانهزنی بود، مدتها پیش توافق حاصل شده بود. آقای رئیسجمهور، لبنان را از دشمن واقعیاش نجات دهید.»
اشاره عراقچی به اسرائیل بود.
اما نتیجه این جنگ لفظی، از سرگیری درگیری میان ایران و اسرائیل است.
چرا لبنان سلاح را زمین نمیگذارد؟ | و چرا ایران دست از حمایت از لبنان بر نمیدارد؟
بیشتر بخوانید:
آیا لبنان از دستور کار ایران خارج شده بود؟ | پشتپرده آخرین ناکامی دیپلماتیک با آمریکا
چرا شعار نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران را نباید تکرار کرد؟
حزبالله با استثنا شدن از خلع سلاح به بهانهی ادامهی مبارزه با اشغالگری اسرائیل در جنوب در سالهای دهه ۲۰۰۰، مسیر کاملاً متفاوتی را نسبت به سایر گروههای مذهبی در لنان برای تسخیر هژمونی در پیش گرفت.
رویداد۲۴ پیشتر در گزارشی با عنوان «لبنان؛ کشوری که هرگز «کشور» نشد» نوشت: حزبالله تنها یک نیروی شبهنظامی نبود. این سازمان با پر کردن خلأ ناشی از غیبت عامدانهی دولت در مناطق شیعهنشین جنوب، دره بقاع و حاشیهی جنوبی بیروت (ضاحیه)، شبکهای عنکبوتی و بینظیر از نهادهای رفاهی، آموزشی، بهداشتی و مالی (نظیر مؤسسه جهاد البناء، هیئت بهداشت اسلامی و بنیاد قرضالحسنه) ایجاد کرد. همانطور که رولا ابیصعب و جوزف ظاهر تحلیل میکنند، این خدمات که با تزریق مالی عظیم ایران پشتیبانی میشد، حزبالله را به یک «دولت موازی» یا «دولت در دولت» تبدیل کرد. این نهادهای موازی، اگرچه در کوتاهمدت وفاداری و مشروعیت بیسابقهای برای حزبالله در میان پایگاه اجتماعیاش به ارمغان آوردند، اما در بلندمدت، استخوانبندی حاکمیت ملی لبنان را از درون پوک و تهی ساختند.
با ورود حزبالله به پارلمان در سال ۱۹۹۲ و تن دادن به بازی سیاست نهادی، «تناقض بنیادین» این سازمان آشکار شد. آنها که خود را به عنوان نیرویی انقلابی، پاکدست و حامل رسالت الهی «مقاومت» در برابر امپریالیسم و صهیونیسم معرفی میکردند، برای حفظ سلاح و تثبیت «جامعهی مقاومت»، ناگزیر شدند تن به ائتلاف با فاسدترین ارکان سیستم فرقهای بدهند.
حزبالله برای اینکه سلاح خود را از تعرض سیاسی رقبا مصون نگه دارد، نیازمند یک «چتر پوششی داخلی» بود؛ چتری که آن را از طریق ائتلاف تنگاتنگ با «جنبش امل» (به رهبری نبیه بری) و بعدها «جریان ملی آزاد» (به رهبری میشل عون) به دست آورد. این همان نقطهای بود که آرمان مقاومت، آغشته به کلاینتلیسم و فرقه گرایی لبنان شد.
اما سال ۲۰۲۳ و وقایع پس از هفتم اکتبر (توفان الاقصی)، لبنان را در برابر سرنوشت محتوم خود قرار داد. حزبالله با باز کردن «جبهه پشتیبانی» از غزه، لبنان ویران و ورشکسته را به قمار بزرگی کشاند.
لینا خطیب در پژوهشی در آوریل ۲۰۲۶ با عنوان «تخریب مدل پروکسی ایران»، استدلال میکند که هفتم اکتبر، آغاز یک «فرسایش بازگشتناپذیر» برای حزبالله بود. این گروه که سالها بر «بازدارندگی» تکیه کرده بود، ناگهان خود را در جنگی یافت که در آن ابزارهای سنتیاش (جنگ پارتیزانی و شبکههای تونلی) در برابر پیشرفتهای تکنولوژیک و ارادهی جدید بینالمللی برای تغییر نظم منطقه، کارآیی خود را از دست دادند.
در بهار ۲۰۲۶، دولت مرکزی لبنان — که دههها پوشالی بود — تحت فشار بینالمللی و با حمایت یک ارتش ملی بازسازیشده، فرآیند خلع سلاح حزب الله را آغاز کرد. این اولین بار نیست که دولت سعی در خلع سلاح حزب الله دارد، اما وضعیت حزب الله هرگز به اندازه امروز متزلزل نبوده و شاید این آخرین بار یاشد.
تصمیم ایران برای حمایت از حزب الله، یک تصمیم امنیتی در عین حال حیثیتی است. امنیتی از این جهت که اگر ایران به راحتی به خلع سلاح و نابودی حزب الله در جنوب لبنان تن بدهد، عملا پرونده چندین دهه استراتژی پرهزینه نظامی را مختومه کرده است. حیثیتی از این حیث که خالی کردن پشت حزب الله به معنای مخابره یک پیام به همه متحدان است؛ اینکه در صورت لزوم، با کارت آنها در میز مذاکره و میدان جنگ بازی خواهد کرد و آنها را خواهد فروخت.
اما در نهایت نباید فراموش کرد که راهبرد محور مقاومت همواره در تمام این سالها منتقدانی در بین مردم و حتی مسئولان داشته است. کشیده شدن جنگ لبنان به تهران بار دیگر این انتقادات را زنده خواهد کرد. شعار «نه غزه نه لبنان» محصول همین انتقادها بود. نقدی که یک زمان از تریبون مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری در صدا و سیما هم با تعبیر «ما نمیتوانیم راجع به عزت مردم غزه و حزبالله و لبنان حرف بزنیم، اما عزت مردم خودمان را زیر پا بگذاریم» مطرح شده است.


